فصل ششم : در بيان گرفتارى و امتحان مؤمن
( 1 ) ( 1689 ) 1 - امام صادق عليه السّلام فرمود : مؤمن براى حاجتى خداوند را مىخواند و لكن خداوند مىفرمايد : حاجتش را به خاطر اشتياق به دعايش به تأخير انداختم ، هنگامى كه روز قيامت رسد خداوند متعال مىفرمايد : بندهء من ! تو از من ( در دنيا ) حاجتى خواستى و من اجابتش را به تأخير انداختم ، ولى ثوابش را به تو مىدهم ، و باز حاجت ديگرى خواستى و من اجابتش را به تأخير انداختم ، و ثوابت دهم ، امام فرمود : در اين هنگام مؤمن آرزو مىكند اى كاش ! هرگز حاجتهاى من در دنيا بر آورده نشده بود ، و اين به خاطر ثوابهاى خوبش است .
( 2 ) ( 1690 ) 2 - امام كاظم عليه السّلام فرمود : خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : من توانگر را به خاطر شرافتش نزد خودم توانگر نساختم ، و فقير را براى خواريش در نظرم فقير نكردم ، بلكه اين از چيزهايى است كه توانگران را به وسيلهء فقرا آزمودم ، و اگر فقرا نبودند ، توانگران سزاوار بهشت نمىشدند .
( 3 ) ( 1691 ) 3 - امام باقر عليه السّلام فرمود : دو فرشته هنگام فرودشان از آسمان به زمين با يك ديگر ملاقات كردند ، يكى از آن دو به ديگرى گفت : چرا به طرف زمين مىروى ؟ گفت : خداوند مرا به طرف درياى ابلّه مأمور كرد تا يك ماهى را به سوى ستمگرى از ستمگران كه ميل به آن پيدا كرده بود برانم ، لذا به من فرمان داد كه ماهيهاى اين دريا را به سوى صيّاد سوق دهم كه آن ماهى را براى آن ستمگر صيد كند ، تا خداوند نهايت آرزوى كافر را بر آورد .
فرشتهء ديگر گفت : تو براى چه فرستادهشدهاى ؟ گفت : مأموريت من از جانب خداوند از كار تو نيز شگفت انگيزتر است ، خداوند مرا به سوى مؤمنى روزهدار شب زندهدار كوشاى در عبادت كه دعا و نمازش در آسمان مشهور است ، فرستاده تا ظرف غذايى را كه براى افطارش آماده نموده وارونه سازم ، تا خداوند بدين وسيله ايمانش را به خوبى امتحان كند .