( 1 ) ( 1676 ) 23 - مفضّل بن عمر گويد : مردى خدمت حضرت صادق عليه السّلام - در حالى كه من هم حضور داشتم - عرض كرد : پيشينيان ما بر اين عقيده بودهاند كه هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد ، نداكنندهاى او را از آسمان به نامش صدا زند ، كه خداوند فلانى را دوست دارد ، شما نيز دوستش بداريد ، در اين هنگام خداوند محبتش را در دلهاى بندگان جاى دهد ، و هر گاه بندهاى مورد خشم خدا واقع شود ، منادى از آسمان اسم او را صدا زند و گويد :
فلانى مورد خشم خداوند قرار گرفته ، شما هم نسبت به او غضب كنيد ، در اين هنگام خداوند كينهء او را در دل بندگان قرار مىدهد .
مفضل گويد : امام صادق عليه السّلام ( كه تا آن موقع ) تكيه كرده بود ، پس از شنيدن كلام آن مرد راست نشست و تكانى به آستينش داد ، سپس فرمود : اين چنين نيست ، بلكه خداوند هر گاه بندهاى را دوست بدارد مردم را به توسط او امتحان مىكند ، تا در بارهء او سخنانى بگويند كه او اجر ببرد و آنان به گناه آلوده گردند ، و هر گاه بندهاى را مورد غضب قرار دهد ، محبتش را در دل مردم اندازد تا در بارهاش سخنانى بگويند كه در او نيست ، تا هم خود و هم آنان به گناه آلوده گردند .
سپس فرمود : چه كسى از يحيى بن زكريا نزد خدا محبوبتر بود ؟ همهء مردم را بر انگيخت تا او را آن طور كشتند ، و چه كسى از حسين بن على عليه السّلام نزد خداوند محبوبتر است ؟ نسبت به او عدهاى از مردم را بر انگيخت تا اينكه او را كشتند ، مطلب آن طور كه مىگويند نيست .
( 2 ) ( 1677 ) 24 - امام صادق عليه السّلام فرمود : قبل از شما نيز كسانى بودند و عقيدهء شما را داشتند ، ولى وقتى يكى از آنان ( توسط كفّار ) گرفته مىشد دست و پايش را قطع مىكردند و بر شاخههاى خرما دار مىزدند ، و به وسيلهء ارّه قطعه قطعه مىشدند ، ولى او ناراحت نمىشد و صبر مىنمود . سپس اين آيه را تلاوت فرمود : ( آيا گمان كرديد كه وارد بهشت مىشويد بدون امتحانى كه پيش از شما بر گذشتگان آمد كه بر آنان رنج و سختيها رسيد ) .
( 3 ) ( 1678 ) 25 - امام صادق عليه السّلام فرمود : قبل از شما كسانى بودند كه بر فرق سرش ارّه قرار داده مىشد ، و از بين دو پايش بيرون مىآمد ، ولى آنان صبر مىكردند ، اگر يكى از آنها به يكى از اين مصيبتها گرفتار مىشد ( و صبر مىكرد ) امتى را هلاك مىساخت .
( 4 ) ( 1679 ) 26 - امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهء شريفهء ( اين به خاطر كفرشان به آيات خداوند بود و پيامبران را به ناحق كشتن ، همهء اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند ) فرمود : به خدا قسم آنان با پيامبران با دستانشان نجنگيدند و آنها را با شمشيرهايشان نكشتند ، بلكه اسرار آنها را شنيدند و بر عليه آنان ( در بين دشمن ) پخش كردند ، در نتيجه پيامبران به بند كشيده شدند و كشته شدند ، از اين رو عملشان كشتار و تجاوز و گناه به حساب آمد .
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 609
مساهمون: علي بن الحسن الطبرسي
ص٦٠٩