و ضدش خيانت ، اخلاص و ضد آن آميختن با ناخالص ، چالاكى و ضد آن سستى ، فهم و درك و ضدش كودنى ، شناسايى و ضدش انكار ، مدارا و ضدش پرده درى ، يكرويى و ضد آن دغلى و مكر ، كتمان كردن و ضدش فاش كردن ، نماز گزاردن و ضدش تباه كردن نماز ، روزه گرفتن و ضدش افطار كردن ، جهاد و ضدش فرار از جنگ ، حج و ضدش پيمان حج شكستن ، سخن نگهدارى و ضدش سخن چينى ، نيكى به پدر و مادر و ضدش نافرمانى از آن دو ، حقيقت و ضدش رياكارى ، كار نيك و ضدش كار ناپسند ، خود پوشى و ضد آن خود آرايى ، تقيّه و ضدش بىپروايى ، انصاف و ضدش جانبدارى باطل ، خود آرايى براى شوهر و ضد آن زنا ، پاكيزگى و ضد آن پليدى ، حيا و ضد آن بىحيايى ، ميانه روى و ضد آن تجاوز از حدّ ، آسودگى و ضد آن خود را به رنج انداختن ، آسانى و ضد آن سختى ، بركت و ضد آن بىبركتى ، تندرستى و ضد آن گرفتارى ، اعتدال و ضد آن افزونطلبى ، حكمت و ضد آن پيروى هود ، متانت و ضد آن جلفى ، سعادت و ضد آن شقاوت ، توبه و ضد آن اصرار بر گناه ، طلب آمرزش و ضد آن بيهوده طمع بستن ، مراقبت و ضد آن سهل انگارى ، دعا و ضد آن سرباز زدن ، خرّمى و ضد آن كسالت ، خوشدلى و ضد آن اندوه ، انس و ضد آن عصبانى شدن ، سخاوت و ضدش بخل .
تمام اين صفات كه لشكريان عقلند جز در پيغمبر يا جانشين او يا مؤمنى كه خدا دلش را به ايمان آزموده جمع نشود ، و اما سايرين از دوستان ما ، برخى از اينها را دارند تا تدريجا همه را دريابند ، و از لشكريان جهل پرهيز كنند ، در اين هنگام اينان در مقام اعلى با پيامبران و جانشينان آنان همراه شوند ، و اين سعادت با شناخت عقل و لشكريانش و دورى از جهل و لشكريانش به دست آيد ، خداوند ما و شما را در راه فرمانبردارى و جلب رضايتش موفق بدارد .
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 537
مساهمون: علي بن الحسن الطبرسي
ص٥٣٧