( 1 ) ( 1332 ) 13 - رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : شقاوتمندترين مردم پادشاهانند ، و مبغوضترين مردم متكبرانند ، و خوارترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند .
( 2 ) ( 1333 ) 14 - حسن بن جهم از امام رضا عليه السّلام سؤال كرد : حدّ تواضع چيست ؟ فرمود : براى مردم بخواهى آنچه را براى خودت مىخواهى ، گويد ، عرض كردم : مىخواهم بدانم نزد شما چگونه هستم ؟ فرمود : بنگر ، من نزد تو چگونهام .
( 3 ) ( 1334 ) 15 - پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : خداوند به داود وحى كرد : اى داود ، نزديكترين مردم در روز قيامت به من متواضعان هستند ، و همچنين دورترين مردم روز قيامت از من متكبرانند .
( 4 ) ( 1335 ) 16 - امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : حسب و نسبى چون تواضع نيست ، و هيچ تنهايى وحشتناكتر از خودپسندى نيست ، در شگفتم از متكبر ، كه ديروز نطفهاى بود ، و فردا هم مردارى خواهد بود .
( 5 ) ( 1336 ) 17 - پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : وارد بهشت نمىشود آنكه در دلش به اندازهء يك خردل كبر و غرور باشد .
( 6 ) ( 1337 ) 18 - امام صادق عليه السّلام فرمود : امام سجاد عليه السّلام به گونهاى راه مىرفت كه گويا روى سرش پرندهاى بود ، پاى راستش از پاى چپ سبقت نمىگرفت .
( 7 ) ( 1338 ) 19 - امام صادق عليه السّلام فرمود : متكبرين در روز قيامت به صورت اجسامى ريز و كوچك در زير پاى مردم قرار داده مىشوند ، تا خداوند از حساب و كتاب فارغ شود .
( 8 ) ( 1339 ) 20 - امام صادق عليه السّلام فرمود : خداى عزّ و جلّ به داود وحى كرد : چرا ساكت هستى ؟ گفت : ترس از تو مرا ساكت نموده ، فرمود : اى داود ، چرا لاغر هستى ؟ گفت : دوستى تو مرا نحيف نموده ، فرمود : اى داود ، چرا فقير هستى ؟ گفت : قيام به حق تو مرا فقير كرده ، فرمود : اى داود ، چرا خود را حقير كردهاى ؟ گفت : عظمت و جلالت كه به وصف نيايد مرا خوار نموده ، فرمود : اى داود ، اينك تو را بشارت مىدهم به هنگام ملاقات با من به آنچه دوست دارى نصيبت گردد ، با مردم طبق خلق و خوى آنان رفت و آمد كن ، اما در مسائل دينيت از آنان جدا باش ، كه روز قيامت به آنچه از من بخواهى مىرسى .
( 9 ) ( 1340 ) 21 - امام صادق عليه السّلام فرمود : در آسمان دو فرشته بر بندگان گمارده شدهاند ، كه هر كس براى خدا تواضع كند بالايش برند ، و هر كه تكبر كند خوارش سازند .
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 477
مساهمون: علي بن الحسن الطبرسي
ص٤٧٧