( 1 ) ( 799 ) 9 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هر چيزى به سوى كتاب خدا و سنت برگردانده مىشود ، هر حديثى كه موافق كتاب خدا نبود باطل است .
( 2 ) ( 800 ) 10 - امام باقر عليه السّلام فرمود : قلب از جاى خودش حركت مىكند و تا به حق نرسيده به حنجره مىرسد ، هر گاه به حق رسيد آرام مىگيرد ، سپس حضرت انگشتانش را جمع كرده و اين آيه را تلاوت فرمود : ( هر كه را خداوند اراده كند كه هدايتش كند سينهاش را براى اسلام وسعت دهد ، و هر كه را اراده كند كه گمراهش سازد سينهاش را تنگ و سخت مىكند ) .
( 3 ) ( 801 ) 11 - امام باقر عليه السّلام فرمود : سنت قياس نمىشود ، چگونه سنت قياس شود در حالى كه زن حائض روزهاش را قضا مىكند و نمازش را قضا نمىكند .
( 4 ) ( 802 ) 12 - امام صادق عليه السّلام از پدران بزرگوارش از على عليه السّلام نقل كند كه فرمود : براى هر امر حقّى حقيقتى است ، و بر سر هر امر درستى نورى موجود است ، به آنچه موافق قرآن است عمل كنيد و آنچه را مخالف سنت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است تركش نمائيد .
( 5 ) ( 803 ) 13 - امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند رحمت كند كسى را كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حديث نقل كند و آن را تكذيب نكند ، كه مردم از او كناره بگيرند .
( 6 ) ( 804 ) 14 - امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : هر گاه حديثى براى شما خوانده شد كه بسيار كمياب و مختلف در عبارت بود ، به اندازهاى كه بخشى از آن بخش ديگر را تكذيب كند ، [ يعنى متناقض باشد ] از من نيست ، و من آن را نگفتهام ، گرچه گفته شود او گفته .
و هر گاه حديثى نزد شما آوردند كه بعض آن بعض ديگر را تصديق مىنمود ، آن حديث از من است و من آن را گفتهام ، و هر كس هم مرا در زمان مرگم ببيند ، مثل اين است كه مرا در زمان حياتم ديده ، و هر كه مرا زيارت كند من شاهد او هستم و روز قيامت برايش شهادت مىدهم .
( 7 ) ( 805 ) 15 - امام صادق عليه السّلام به محمّد بن مسلم فرمود : اى محمد ! هر روايتى كه نزد تو آوردند چه از شخص درستكار باشد و چه بدكار اگر با قرآن موافق بود به آن عمل كن ، و روايتى را كه نزد تو آوردند كه چه از شخص درستكار باشد چه بدكار اگر مخالف قرآن بود به آن عمل نكن .
( 8 ) ( 806 ) 16 - امام باقر عليه السّلام ضمن حديثى طولانى در تفسير ( المص ) در روايت لبيد فرمود : هر كه گمان كند كه كتاب خداوند ابهام دارد هلاك شده ، سپس كمى صبر كرد و فرمود : الف يك است ، لام سى است ، و ميم چهل است ، و صاد نود . پرسيدم : اين عدد صد و شصت و يك است ، فرمود : اى لبيد ! هر گاه داخل سال صد و شصت و يك شدى خداوند سلطنت قومى را مىگيرد .
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 305
مساهمون: علي بن الحسن الطبرسي
ص٣٠٥