تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
( 1 ) ( 489 ) 19 - امام صادق عليه السّلام فرمود : بين هر دو بندهء مسلمان حجابى از طرف خداوند قرار داده شده ؛ كه اگر يكى از آن دو سخن زشتى به ديگرى بگويد ، خداوند آن حجاب را پاره مىكند ، و اگر يكى از آن دو از ديگرى بيزارى جويد يكى از آن دو كافر خواهد شد ، يعنى : آن كس كه لحنش شديدتر بود . ( 2 ) ( 490 ) 20 - اسحاق بن عمار گويد : چون مال و ثروتم زياد شد كسى را جلوى در خانه‌ام گذاشتم تا فقيران شيعه را از خانهء من دور كند ، سپس در همان سال به مكه رفتم و به حضور امام صادق عليه السّلام رسيدم و عرض سلام داشتم ، حضرت با صورت بر افروخته در حالى كه روى از من برگردانده بود جواب سلام را دادند ، عرض كردم : فدايت شوم ! چه چيزى موجب دگرگونى حالم نزد شما شد ؟ فرمود : آنچه كه حال تو را براى مؤمنين دگرگون ساخته ، عرض كردم : فدايت شوم ! به خدا قسم من مىدانم آنها متدين هستند و لكن ترسيدم از اينكه مشهور شوم . فرمود : اى اسحاق ! آيا مىدانى هر گاه مؤمنين يك ديگر را ملاقات كنند و با همديگر مصافحه نمايند خداوند بين آن دو صد رحمت فرو مىفرستد ، نود و نه آن براى كسى كه دوستيش شديدتر نسبت به ديگرى است ، و هر گاه معانقه كنند رحمت الهى آن دو را فرا مىگيرد . ( 3 ) ( 491 ) 21 - اسحاق بن عمار گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : من مردى مشهورم و عده‌اى از يارانمان نزد من مىآيند و مرا در بر مىگيرند و اين امر بين آنها مشهور شده ، آيا آنها را از آمدن منع كنم و بترسم ؟ فرمود : اى اسحاق ! دوستيت را با آنها دريغ مدار ، زيرا اين كار در حدّ توان تو نيست . اسحاق مىگويد : من تلاش كردم كه امام عليه السّلام به من رخصت دهد تا با آنان معاشرت ننمايم سودى نيافت ، و ايشان اجازه نفرمود . ( 4 ) ( 492 ) 22 - امام صادق عليه السّلام فرمود : براى هر چيزى وسيله آسايشى هست ، وسيلهء استراحت مؤمن برادر مؤمنش است همانطور كه پرنده‌اى به هم نوعش انس مىگيرد . ( 5 ) ( 493 ) 23 - حماد بن عثمان گويد : نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه مردى از ياران ما داخل شد ، امام صادق عليه السّلام به او فرمود : فلانى از تو شكايت دارد ! گفت : از من شكايت مىكند چون حقم را از او طلب نمودم ، امام صادق عليه السّلام فرمود : گويا تو فكر كردى اگر حقت را از او طلب كنى ناراحتش نمىكنى ؟ آيا قول خداوند را در قرآن نديده‌اى ؟ ( از بدى حساب مىترسند ) آيا مىترسند خداوند به آنها ستم كند ؟ نه به خدا ، از اين نمىترسند بلكه از طلب حساب مىترسند ، فلذا خداوند آن را بدى حساب نام نهاد ، بلى ؛ هر كس از برادرش حساب بكشد بد كرده است .
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار (فارسى) — صفحة 195 | علي بن الحسن الطبرسي / عبدالله محمدى / مهدي هوشمند