خانه بود و در برپايى آن همت داشت ، پس ناگزير بود كه خاضع باشد .
در اينجا تقابل بين دو مرد كه هر دو از شخصيت بالايى برخوردار بودند ، باقى ماند ، ولى برترى شخصيت طوسى در كلام زركلى آشكار مىشود كه : « منزلتش در نزد هولاكو و الا بود ، بدين سبب آنچه به دو اشاره مىكرد ، وى اطاعت مىنمود » .
از جمله چيزهايى كه طوسى از هولاكو خواست اين بود كه در سرزمينهاى فتح شده خرابكارى نكند ، و مانند جدش آنها را به آتش نكشد و ويران نسازد و قتل و غارت ننمايد . او نيز اطاعت نمود .
و در هر امر خيرى كه فرمان مىداد ، اطاعت مىكرد . دارايى اوقاف اسلامى را به دو سپرد تا بين مدارس و دانشمندان و دانشپژوهان توزيع نمايد و براى كتب و مؤلفان خرج كند .
اگرچه نمىتوانست هولاكو را از كشورگشايىهايش باز دارد ، ولى با اخلاص و ايمان و قوت شخصيت خويش ، توانست وى را از سيرهء چنگيز در جناياتى كه به هنگام كشورگشايى مرتكب مىشد باز دارد ؛ و توانست آزادى و استقلال و خودمختارى سرزمينهاى فتح شده را حفظ نمايد .
بالاخره زندگىاش با آماده ساختن مغولها براى پذيرش اسلام ، به پايان رسيد ، و آنچه وى مىخواست محقق شد .
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: مهدى زنديه
ص٤١٠