درختان و نخلها نيز دفن مىكردند و همه اينها براى به اشتباه انداختن دزدان و مهاجمان و نجات اموال از دست آنها بوده است . »
محمد حسن اعظمى چنين ادامه مىدهد :
« اموال و اشياء قيمتى از هر شهرى از طرف داعيان نزد عبد الله به شهر سلميه مىآمد . امام عبد الله زير زمينى را در زمين صحرا ، تا درون خانهاش در سلميه حفر كرده بود كه طول آن به دوازده فرسخ مىرسيد ، و اموال به وسيله شتران حمل مىشد و در زيرزمين در شب گشوده شده ، شتران با بارهاى خود وارد سرداب مىشدند و آنها را تا درون خانه مىآوردند و در شب هم از سرداب خارج مىشدند و در زيرزمين را با خاك كور مىكردند تا كسى به وجود آن پى نبرد . اموالى كه به آنجا مىآمد بقدرى زياد بود كه گفته شده : پس از آنكه مهدى كشورهاى اسلامى را گشود اموالى كه بدست آورد تقريبا همان اندازه بود كه در سلميه به جاى گذاشته بود . » « 1 »
شهر سلميّه :
اين شهر در جلگهاى طولانى و در قسمت غربى ابواب صحراى شام قرار دارد .
يعقوبى در كتابش تحت عنوان « البلدان » در مورد اين شهر مىگويد : سلميه شهرى در دل صحرا است . اين شهر را عبد الله بن صالح بن على بن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب ، بنا كرد و نهرهايى در آن به جريان انداخت و زمين آن را كشف كرده از آن بهرهبردارى نمود بهطورىكه در آن زعفران كشت كرد . مردم
هامش
( 1 ) - محمد حسن اعظمى ، استتار الامام ، ص 108 .