آن عصر مركز علمى با اهميت و كانون تجمع گروهى از بزرگان فلاسفه ، فقها ، علما و فضلا بوده است ، سفر كرد . در اين شهر مدتى ماند و از سرچشمهء حكمت و معرفت سيراب شد ، بهطورىكه در عنفوان جوانى در اكثر فنون و علوم قوى و زبردست گرديد . وى ظاهرا نيشابور را قبل از آنكه مورد حمله لشكر مغول قرار گيرد و به نابودى و ويرانى كشيده شود ، ترك مىگويد و به شهر رى كوچ مىكند و از آنجا جهت حضور در دروس علماى بزرگ به بغداد و موصل رهسپار مىشود . وى در موصل نزد كمال الدين بن يونس موصلى تلمذ مىكند ؛ آنگاه از سالم بن بدران مصرى كه از بزرگان فقهاى شيعه محسوب مىشد ، اجازهء اجتهاد دريافت نموده ، به وطنش مراجعت مىكند .
اساتيد خواجه نصير :
1 - وجيه الدين محمد بن حسن طوسى
وى جد خواجه نصير الدين طوسى و از زمرهء فقها و محدثان آن عصر محسوب مىشد كه خواجه نزد او فقه و حديث را فرا مىگيرد . او شاگرد فضل اللّه راوندى و فضل اللّه راوندى ، شاگرد سيد مرتضى ( علم الهدى ) بوده است . « 1 »
2 - نور الدين على بن محمد شيعى
اين فرد دايى خواجه نصير الدين طوسى و از دانشمندان عصر خود به شمار مىآمده است . برخى از مورخان برآنند كه خواجه ، مقدمات منطق و فلسفه را نزد دايىاش فرا گرفته است ، اما اينان نام دايى او را ضبط نكردهاند ، ولى « ابن
هامش
( 1 ) - معلوم نيست كه فضل اللّه راوندى زمان سيد مرتضى ( علم الهدى ) را كه متوفى 426 هجرى است ، درك كرده باشد . ازاينرو برخى عقيده دارند سيد فضل اللّه حسينى راوندى از شاگردان « شرف السادات سيد صفى الدين ابو تراب مرتضى بن سيد داعى حسينى رازى [ معروف به علم الهدى ] » مؤلف كتاب « تبصرة العوام » است ، نه شاگرد سيد مرتضى علم الهدى .