چنين نظر دارند كه مراد از كلمهء « اوروا را » در كتاب اوستا ، شهر طوس است .
همچنان كه مىبينيم طبق افسانههاى اساطيرى ، تاريخ طوس به زمان جمشيد پيشدادى بر مىگردد ؛ و در اين افسانهها آمده كه طوس همان « فرزندتون » پادشاه ايران است كه به بازسازى و تعمير طوس مىپردازد و اين سرزمين از همان وقت به اين نام معروف شده است . اين مطلب ، نظريهء حمد اللّه مستوفى در كتاب تاريخ طوس است . شايان ذكر است برخوردارى اين منطقه از مواهب الهى از قبيل رودها و چشمههاى فراوان و حاصلخيزى خاك آن ، تأثير به سزايى در پيشرفت اين منطقه در طول ساليان دراز تاريخ آن داشته است . در صحراى طوس علاوه بر وجود شمار زيادى از چشمههاى كوچك ، دو چشمهء بزرگ وجود دارد :
1 - چشمهء « كلسب » يا « كبلاس » كه در چهار فرسخى غرب شهر طابران و هشت فرسخى شهر مشهد قرار دارد . اين چشمه قبلا به سمت طابران جارى بوده ، اما اينك به سمت مشهد در جريان است .
2 - چشمهء « سو » . اين نام مخفف « سوز » است كه امروزه به آن چشمهء سبز گفته مىشود ؛ و در دوازده فرسخى غرب مشهد قرار دارد .
اخيرا چاههاى عميقى در اين منطقه حفر شده كه موجب خشك شدن برخى رودهاى كوچك آن گرديده است .
آبهاى سه رود كه به طرف طوس سرازيرند ، از سلسله جبال شمالى طوس سرچشمه مىگيرند . آن سه رود عبارتند از : رود رادكان ، رود بغدج و رود ذرخ .
در سلسله جبال جنوبى سرزمين طوس ، رودهاى بيشترى وجود دارد .
در ناحيهء طوس ، بقايايى از آثار باستانى هريك از حكومتهاى غزنويان سلجوقيان ، مغولها و نوادگان تيمور و صفاريان و افشاريه ، يافت مىشود .
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: مهدى زنديه
ص٢٣