باز مىكند كه به يكى از شغلهاى معروف آن دوران تبديل مىشود ، بهطورىكه بازارهاى مخصوصى مختص به اين شغل ايجاد مىشود و تاجران در آنها به خريدوفروش گياهان دارويى مشغول مىشوند . « 1 »
اين ، خلاصهاى بود از آنچه در كتاب « خداوند الموت » آمده است . به نظر ما اين كلام ، كلام حقى است و دانشمندانى هم بودهاند كه به همين لقب مشهور بودهاند از جمله : ابو العباس احمد بن مفرج اشبيلى اندلسى معروف به ابن الرومى كه در سال 561 هجرى ( 1165 ميلادى ) در اشبيليه متولد شد و كارش ساختن داروهاى گياهى بود . وى از رجال حديث محسوب مىشود و در مورد او گفته شده است : رغبت وى به سماع حديث و ارتباط با محدثان ، همچنين تمايلش به يافتن اماكنى كه محل رويش انواع علفهاست و جمعآورى گياهان مختلف دارويى او را واداشت كه سفرهاى متعددى انجام دهد .
همچنين : تقى الدين حشائشى كه در عصر هلاكو خان مىزيسته و به تبحر شناخت گياهان دارويى معروف بوده است . وى تأليفات گرانقدرى در مورد گياهان و داروهاى گياهى و همچنين حديث و علم حديث دارد . اما صفت غالب او « عشّاب » يعنى گياهشناس است .
خانوادههايى هم وجود دارند كه بدون اينكه در زمينه گياه و يا گياهان دارويى كارى كرده باشند ، به آنها لقب حشائشى اطلاق شده است . اين خانوادهها اين لقب را از آبا و اجداد خود به ارث بردهاند ، و اطلاق اين صفت به آنها به اين خاطر بوده كه اجداد آنها در زمينهء گياهان دارويى فعاليت داشتهاند .
هامش
( 1 ) - در دمشق روزگارى بود كه تقريبا در هر خانهاى گوسفندانى براى پروار كردن وجود داشت .
فروشندگان علوفه به اين خانهها مىآمدند و پس از آنكه دق الباب مىكردند ، صدا مىزدند : حشّاش آمده . اين لقب به قدرى مشهور بود كه كوچك و بزرگ ، اين افراد را به همين نام مىناميدند . در اين زمينه درآينده باز سخنى خواهيم داشت .