كشتار آنان و مصادرهء كالاهاى گرانبهايى را كه آنها با خود حمل مىكردند ، توجيه كرده باشد .
از اين مهمتر ، خوارزمشاه بعد از بلايى كه بر سر سپاهش كه به بغداد يورش برده بود ، آمد و پس از كشتار اترار كه موجب شد چنگيز خان خود را براى انتقام آماده كند و نمودهاى اين آمادگى بهطور كامل آشكار شد ، به آسانى خليفهء عباسى را متهم كرد كه مغولها را براى حمله به سرزمينهاى خوارزم تحريك كرده است . گويى مغولها پس از كشتار فرستادگان و غارت اموالشان نيازمند تحريك كسى براى انتقام بودند ! همچنان كه « بارتولد » در كتابش موسوم به « تركستان » مىنويسد : « اقدام خوارزمشاه حتى از نقطهنظر قوانين بينالمللى كنونى به چنگيز خان حق مىدهد كه اعلام جنگ كند ، به طورى كه نيازمند كسى نيست تا او را براى جنگ تحريك كند » .
« بارتولد » سپس مىافزايد : « به همين روش مىبينيم كه طرفداران پاپ در اروپا ، امپراتور فردريك دوم را متهم مىكنند كه مغولها را فرا خوانده است .
همچنان كه امپراتور به پاپ چنين اتهامى مىزند » .
« بارتولد » با اشاره به فتوحاتى كه علاء الدين محمد خوارزمشاه در كشورهاى اسلامى داشته و سرزمينهايى را كه به قلمرو خويش افزوده و ظلم و ستمى كه به مردم آن سرزمينها كرده است مىنويسد : « براى محمد خوارزمشاه مشكل بود كه به جنگ خود عليه چنگيز صبغهء جهاد بدهد ، خصوصا كه قربانيان فاجعهء اترار كه جنگ را اجتنابناپذير گرداند ، همگى بدون استثنا مسلمان بودند » .
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: مهدى زنديه
ص١٠١