تعالى :
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
« 1 » ؛ خداوند فقط از تقواپيشگان مىپذيرد . و همانگونه كه تقوى درجات و مراتب مختلفى دارد ، پذيرش و قبولى نيز درجاتى دارد ؛ بنابراين هركس تقواى قوىترى داشته باشد ، نتايج نيك و مكارم حاصله براى او از آن دعا كاملتر و بارزتر خواهد بود و همينطور در ساير عبادتهاى شرعى - چه واجب و چه مستحب - وضع و حال بر همين منوال است .
و اينكه گفتيم : كمال ثوابها به آن بستگى دارد ، بدان جهت است كه از برخى آيات برمىآيد كه ثواب بر كارهاى نيك مترتب مىشود ، هرچند كه عملكننده گنهكار باشد ، از جمله :
إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
« 2 » ؛ ما اجر كسى را كه كار نيك كرد ، ضايع نخواهيم ساخت .
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
« 3 » ؛ به درستى كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد گذاشت .
أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ
« 4 » ؛ من كار هيچ عملكنندهاى را از شما ضايع نخواهم كرد .
أُولئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ نَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ فِي أَصْحابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ
« 5 » ؛ آنانند كه نيكوترين اعمالشان را از ايشان مىپذيريم و از گناهانشان درمىگذريم در اهل بهشت [ داخل شوند ] وعدهء راستينى كه وعده مىشدند . بنابراين مقتضاى جمع بين اين آيات و آيه
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ . . .
به شهادت روايات بسيار ، مترتب بودن كمال ثواب بر تقوى مىباشد ، و گستردن دامن بحث جاى ديگرى دارد .
چهارم : از خلال سخنان گذشتهمان معلوم شد كه ثوابها و آثار و نتايج نيك ياد شده بر كثرت دعا كردن براى تعجيل ظهور و فرج آن حضرت عليه السّلام مترتب مىشود ، چه با زبان فارسى و چه با زبان عربى و يا زبانهاى ديگر دعا كند ، به جهت اطلاق دلايل و روايات ياد شده مانند فرموده آن حضرت عليه السّلام : « و أكثروا الدّعآء بتعجيل الفرج . . . » ؛ و بسيار دعا كنيد براى زودتر شدن فرج . و فرمودهء امام عسكرى عليه السّلام : « و وفّقه للدّعآء بتعجيل فرجه » ؛ و او را به دعا كردن براى تعجيل فرج آن حضرت توفيق دهد . و روايات ديگر .
پنجم : فرقى ندارد كه دعا به نظم باشد يا نثر ، چنانكه تفاوت نمىكند كه عبارت دعا را خود دعاكننده انشا كرده باشد يا غير او ، به همان دلايل گذشته .
ششم : جايز است كسى كه آشناى به زبان است و چگونگى دعا را مىداند به زبان عربى دعايى تأليف كند ، به دليل اصل اوليّه [ كه آنچه از شرع نهى نشده ، جايز است ] و به دليل
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 27 .
( 2 ) . سوره كهف ، آيه 30 .
( 3 ) . سوره توبه ، آيه 120 .
( 4 ) . سوره آل عمران ، آيه 195 .
( 5 ) . سوره الاحقاف ، آيه 16 .