دوستان و برگزيدگان از خلقت گشايش يابند ، را اجازه فرمايى و به ( دست ) او ستمگران را نابود و هلاك گردانى . زودتر آن را برسان ، اى پروردگار عالميان ! و درخواستم را به من عطا كن ، اى صاحب جلال و بزرگوارى ! آنچه را درخواست نمودم براى دنياى نزديك و آخرت پس از اين به من عنايت كن ، اى آنكه از رگ گردن به من نزديكترى ! لغزشم را جبران كن و با برآورده شدن حاجاتم مرا [ از درگاهت ] بازگردان ، اى آفريدگار من ! اى روزىدهندهء به من ! اى برانگيزانندهء من ! اى آنكه استخوانهاى پوسيدهام را زنده خواهى كرد ! بر محمد و آل محمد عليهم السّلام درود بفرست و دعايم را به اجابت برسان ، اى مهربانترين مهربانان ! .
هنگامى كه از دعا فراغت يافت سر برداشت ، عرضه داشتم : فدايت گردم تو دعا مىكنى براى فرج كسى كه به فرج او برگزيدگان و اولياى خداوند گشايش يابند ، آيا تو خود آنكس نيستى ؟
فرمود : نه . آن شخص قائم آل محمد عليهم السّلام است . گفتم : آيا براى خروج او نشانهاى هست ؟ فرمود :
آرى . كسوف خورشيد هنگام برآمدنش دو سوم ساعت از روز گذشته ، و خسوف ماه شب بيست و سوم ، و فتنهاى كه بر اهل مصر سايهء بلا افكند ، و قطع شدن رود نيل ، به آنچه برايت بيان نمودم بسنده كن و شب و روزت را در انتظار مولايت باش ، كه خداوند هر روز در كارى است ، و هيچ كارى از كار ديگر او را باز ندارد ، او اللّه پروردگار عالميان است ، و نگهدارى دوستانش به او مىباشد و آنها نسبت به او بيمناكند . « 1 »
29 - بعد از ذكر مصيبت سيّد الشهداء عليه السّلام
زيرا كه اين دعا نوعى يارى نمودن آن حضرت عليه السّلام است . چنانكه در بخش پيشين در مكرمت چهل و هفتم يادآور شديم ، و مؤيّد آن اين است كه يكى از دوستان صالح من ياد كرد اينكه :
مولايمان حضرت حجّت عليه السّلام را در خواب ديده بود ، پس آن حضرت مضمون چنين مطلبى را فرموده بود كه : من براى مؤمنى كه مصيبت جدّ شهيدم را يادآور شود ، سپس براى تعجيل فرج و تأييد من دعا نمايد ، دعا مىكنم .
30 - بعد از زيارت آن حضرت عليه السّلام
يعنى : پس از زيارت مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام ، كه شهيد در كتاب « الدروس » به اين مطلب تصريح كرده است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، 200 - 201 .