آنان سختتر از فتنهء گوساله و سامرى خواهد بود . « 1 »
همچنين در بحار به نقل از علل الشرايع به سند خود از عبد الرحيم قصير از حضرت ابو جعفر امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : هرگاه قائم ما بپاخيزد ، حميرا به سوى او بازگردانده شود تا حدّ تازيانه به او بزند تا انتقام فاطمه دخت محمد صلّى اللّه عليه و إله را از او بگيرد . گفتم : فدايت شوم ؛ چرا حدّ تازيانه به او مىزند ؟ فرمود : به خاطر تهمتى كه بر مادر ابراهيم زد . گفتم : پس چطور شد كه اين كار ( حد زدن ) را خداوند براى زمان حضرت قائم تأخير انداخت ؟ فرمود : به تحقيق خداوند - تبارك و تعالى - محمد صلّى اللّه عليه و إله را رحمت فرستاد ، ولى قائم عليه السّلام را به منظور نقمت و كيفردهى برمىانگيزد . « 2 »
و در همان كتاب بحار از مزار كبير به سند خود از حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام آورده كه فرمود : هرگاه قائم ما بپاخيزد براى خدا و رسول او و همهء ما خاندان پيغمبر انتقام خواهد گرفت . « 3 »
و در همان كتاب به نقل از ارشاد ديلمى از امام صادق عليه السّلام آمده : و دست بنى شيبه را مىبرد و بر در كعبه مىآويزد و بر آن مىنويسد : اينها دزدان كعبه هستند . « 4 »
و در احتجاج از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در خطبهء غدير چنين نقل شده كه فرمود : توجّه كنيد ! خاتم امامان از ما مهدى - صلوات اللّه عليه - مىباشد . آگاه باشيد ! اوست چيرهشونده بر همهء دين ، اوست انتقام گيرنده از ظالمين ، اوست فاتح و منهدمكنندهء دژها ، اوست كه تمام قبائل اهل شرك را نابود مىسازد ، اوست كه خونبهاى تمام اولياى حقّ را مىگيرد ، اوست كه از درياى ژرف مىنوشاند ، اوست كه هركسى را براساس فضل و شايستگى سمت مىدهد ، او برگزيده و منتخب خداوند است ، او وارث همهء علوم و محيط بر همهء آنها است ، اوست كه از پروردگار خود خبر مىدهد و حقايق ايمان به او را مطلع مىسازد [ برپاى مىدارد ] ، او است كه صاحب رشاد و سداد در رأى و عمل مىباشد ، امور دين به او واگذار شده و پيغمبران قبل و امامان پيشين به او مژده دادهاند ، او حجّت باقى است و بعد از او حجّتى نيست ، و حقّى نيست مگر با او و نورى نيست جز نزد او ، كسى بر او غالب و منصور نمىشود . او ولىّ خداوند در زمين و حاكم الهى بر خلايق و امين پروردگار در ظواهر و اسرار است .
هامش
( 1 ) . كمال الدين : 1 / 252 .
( 2 ) . بحار الانوار : 52 / 314 ؛ و علل الشرايع : 2 / 267 .
( 3 ) . بحار الانوار : 52 / 376 .
( 4 ) . بحار الانوار : 52 / 338 .