صبح كردى بگو : « أعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم » ؛ به خداوند پناه مىبرم از شيطان راندهشده ، به درستى كه خداوند تو را از شرّ آنها حفظ مىكند كه آنها شيطان هستند ( كه بعضى از آنها به بعضى ديگر سخنانى مخفيانه القا مىكنند ) .
و اگر مىخواهى خداوند تو را از غرق شدن و سوختن و دزد ، در امان بدارد ، هرگاه صبح كردى بگو : « بسم اللّه ما شاء اللّه لا يصرف السّوء إلّا اللّه ، بسم اللّه ما شاء اللّه لا يسوق الخير إلّا اللّه ، بسم اللّه ما شاء اللّه ما يكون من نعمة فمن اللّه ، بسم اللّه ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العليّ العظيم ، بسم اللّه ما شاء اللّه و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّيّبين » .
كه هركس هنگامى كه صبح كند سه مرتبه اين را بگويد ، از غرق شدن و سوختن و دزد محفوظ مىماند و هرآنكه سه مرتبه در شب اين كلمات را بخواند ، تا صبح از غرق شدن و سوختگى و دزد ايمن خواهد بود . و خضر و الياس هرسال در مراسم حج همديگر را ملاقات مىكنند و وقتى از هم جدا مىشوند با اين كلمات جدا مىشوند ، و اين شعار شيعيان من است و با اين دشمنان من از دوستانم جدا مىشوند ، هنگام خروج قائم آنها . « 1 » قائم عليه السّلام ، نيز هرسال به حج مىرود - چنانكه در باب شباهتش به خضر عليه السّلام گذشت - و در بخش پنجم نيز مطالب مناسبى « 2 » خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى .
الياس عليه السّلام ، از قومش فرار كرد و از نظرشان غايب شد هنگامى كه مىخواستند او را بكشند .
قائم عليه السّلام نيز از قوم خود فرار كرد و از ديدهء مردم غايب شد هنگامى كه مىخواستند آن حضرت را بكشند .
الياس عليه السّلام ، هفت سال غايب شد . قائم عليه السّلام ، نمىدانم تا كى غيبتش ادامه خواهد يافت .
الياس عليه السّلام ، در كوه دشوارى سكونت كرد . قائم عليه السّلام ، در حديث على بن مهزيار اهوازى مروى در كمال الدين و بحار و تبصرة الولى و غير اينها آمده كه فرمود : پدرم ابو محمد عليه السّلام به من سفارش كرد كه مجاورت نكنم قومى را كه خداوند بر آنها غضب كرده و لعنتشان نموده و براى
هامش
( 1 ) . تفسير العسكرى : 5 . ( چاپ جديد : 19 ) .
( 2 ) . در بيان اينكه از آثار نيكى كه به وسيلهء دعا حاصل مىشود تأسى به آن حضرت است ، و عمرى آن جناب را كنار بيت اللّه الحرام ديده بود كه چنين دعا مىكرد : « اللّهمّ انجز لي ما وعدتني ؛ خدايا وعدهاى كه به من دادهاى تحقق بخش » . و در تأييد اين مطلب روايتى است در كمال الدين از عبيد بن زراره كه گفت : شنيدم امام صادق عليه السّلام مىفرمود : مردم امامشان را نمىيابند ، پس او به موسم [ حج ] حاضر مىشود و آنان را مىبيند ، ولى آنها او را نمىبينند . ( مؤلف )