اين مطلب هم درست نيست كه بعضى گفتهاند : « به چه دليل جايز نباشد كه بهوجود آورندهء هستى ، چيزى را به وجود آورد ، سپس آن را معدوم سازد و پس از مدّتى آن را بر مبناى صورت علميّهاى كه از آن نزد او و يا نزد موجودات علوى است دوباره ايجاد كند و وحدت را بر اساس علم خويش محفوظ دارد » .
بطلان اين سخن از آنرو است كه وجود دوم به هر نحو كه فرض شود ، عاقبت وجودى خواهد بود كه پس از وجود اول قرار دارد و غيريت آن نسبت به وجود اول به همين دليل كه بعد از وجود اول واقع شده ، از ضروريات عقلى است و غيريت و عينيّت به هيچوجه قابل جمع نيست .
اين توضيحات در واقع همان مسألهاى است كه چكيدهء آن در يك جمله توسط
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦١