از نشانههاى شخصيّت اينست كه اگر صاحب شخصيت براى يك موضوع علمى و اجتماعى و اعتقادى دليل و برهانى بياورد بيشتر مردم آن را مىپسندند و قانع مىشوند ، در صورتى كه اگر همان استدلال را يك فرد بىشخصيّت بازگو كند ، مورد مسخره و ريشخند مردم قرار مىگيرد !
و اين دلالت مىكند بر اينكه واژهها علاوه بر معناى لغوى خود با شخصيّت و ديگر ويژگيهاى گوينده نيز مربوط مىشوند .
و از اينجاست كه نويسندهى معروف فرانسوى « بافون » مىگويد :
« شيوهى گفتار ، از منش انسان است » ، يعنى شيوهى گفتار و طرز استدلال يك انسان ، آميختهاى از كلمات ، افكار و شخصيّت اوست .
ديانت و شخصيّت
شخصيّت طبق معنائى كه گفته شد سنگ زيرين و هسته مركزى ايمان كامل مىباشد ، زيرا فضايل و كمالات در دلى كه شخصيت و استقلال ندارد و تابع تندباد حوادث است و مسير خود را به تبع مسير باد برمىگزيند جاى نمىگيرد و رشد نمىكند . از اينجاست كه مىبينيم مردان معروف و برجستهاى يك مدّت طولانى به تقوى و فضيلت و امانت و ديانت شناخته شدهاند ، ولى هنگامى كه فرصتى براى آنها پيش آمده ، خود را از هر قيدوبندى آزاد كردهاند ، و هيچ مرزى را به رسميّت نشناختهاند ، و از هر كار خيرى دورى گزيدهاند . و لذا امام صادق عليه السّلام مىفرمايد :