روايات در اين زمينه بسيار فراوان و تأويلناپذير است .
از اينجاست كه شيخ مفيد رضوان اللّه عليه در شرح عقايد صدوق مىفرمايد :
« علم پزشكى دانشى صحيح و استوار است كه از طريق وحى بدست ما رسيده و دانشمندان آن را از پيامبران آموختهاند . » « 1 »
دانشمندان اسلامى كتابهاى پرارجى در طبّ اهل البيت عليهم السّلام نوشتهاند كه از آن جمله است : « طبّ النّبي » تأليف ابن قيّم جوزيه متوفّاى 751 هجرى و كتابهاى طبّ الصّادق و طبّ الرضا و جز آنها ، كه شيخ حرّ عاملى قسمتى از احاديث آنها را در كتاب پرارج « وسائل الشّيعه » باب اطعمه و اشربه آورده است .
روى اين بيان تأثير علل طبيعى ترديدناپذير است و تأثير دارو و درمان در بهبودى بيماران از نظر عقل و شرع ثابت و قطعى است ، امّا آيه شريفه اى كه از زبان حضرت ابراهيم عليه السّلام نقل مىكند كه
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ؛
« چون بيمار شوم او مرا شفا مىدهد . » « 2 »
معنايش اينست كه تأثير دارو نيز به تقدير حضرت احديّت و اراده پروردگار متعال است ، چنان كه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد :
( انّ لكلّ داء دواء ، فاذا اصاب الدّواء الدّاء برىء باذن اللّه ) ؛
هامش
( 1 ) - اوائل المقالات ، ص 69 ، چاپ دوم .
( 2 ) - سوره شعراء ، آيه 80 .