دريا برويم ، وقتى خواستيم از منزل حركت كنيم ، مرحوم مغنيّه كيفى برداشت و 50 - تا 60 نامه كه هنوز پاكتش باز نشده بود در آن نهاد ، چون به كنار دريا رسيديم ، بدون اينكه آنها را باز كند ، پاره مىكرد و در دريا مىريخت ، گفتم : استاد ! اينها چيست ؟
فرمود : نامههاى فحش و ناسزا و تهديد به قتل ! ! گفتم : چرا ؟
فرمود : چون من از ولايت امير مؤمنان عليه السّلام دفاع مىكنم ، دشمنان امير مؤمنان مىخواهند اعصابم را خورد كنند . گفتم : شايد در ميان اينها مطلب ديگرى باشد ، گفت : نه هرگز ، گفتم : از كجا ؟ فرمود هر كدام را مىخواهى بخوان .
يكى را باز كردم از اوّل تا آخر فحش و ناسزا بود ، دوّمى ، سوّمى ، و هكذا . گفتم : استاد ! چگونه است كه با اين وضع به كار خود ادامه مىدهى ؟ فرمود : چون مطمئن هستم كه هرگز اينها نمىتوانند به من آسيب برسانند . گفتم : از كجا ؟ فرمود : زيرا مطمئن هستم كه دعاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مستجاب است ، گفتم : كدام دعا ؟
فرمود : دعايش در روز عيد غدير ، كه فرمود : « و انصر من نصره » .
[ يعنى : خدايا ! يار و ياور كسى باش كه از على حمايت كند ] .
او جدّا به امير مؤمنان عشق مىورزيد و با نام او و ياد او زنده بود ، فراموش نمىكنم كه روزى در قم در يكى از سخنرانيهاى پرشور خود ، نام امير المؤمنين عليه السّلام را برد و يك مرتبه در پشت تريبون به سوى نجف اشرف برگشت و گفت : « صلّى اللّه عليك يا ابا الحسن . »
اين سلام آنچنان از دل پر از عشق و سوز برآمد كه يكمرتبه موج گريهى عشق از مجلس برخاست .
او در تمام گفتارها و نوشتارها متعهّد بود كه از حق دفاع كند و از باطل بيزارى جويد .
معيارهاى اخلاقى در فقه امام جعفر صادق ( ع ) ( قيم أخلاقية في فقه الإمام جعفر الصادق ع ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٢٠٦