« من آهنگ ايران دارم و براى سفر خود به گيلدر « 1 » نيازمندم » .
- شكسپير ، كمدى اشتباهات « 2 » ، 4 ، 1 ، 3 .
در راه سرزمين شير و خورشيد
1
در آخر ژانويهء 1903 ( - شوال 1320 هجرى قمرى يا ديماه 1281 شمسى ) بود كه من از دانشگاه كلمبيا « 3 » به مدت شش ماه مرخصى گرفتم تا بتوانم دوباره از مشرقزمين ديدن كنم . دو سال پيش از آن به هندوستان و سيلان سفر كرده بودم ، و اكنون مقصد من ايران و آسياى ميانه و غرضم ازين مسافرت مطالعه در آثار باستانى و تحقيق و تتبع علمى بخصوص دربارهء زرتشت و آيين قديم مغان بود ، زيرا از آغاز جوانى شيفتهء آن « مردان خردمند مشرقزمين « 4 » » شده بودم و مدتها بود كه حس مى - كردم كه مجذوب نيرويى شدهام كه مرا به سوى « سرزمين خورشيد » مىكشاند . اما ازين گذشته اميد داشتم كه چيزى بر معلوماتى كه از گذشته و حال ايران داريم بيفزاييم و بكوشيم تا روابطى كه ميان اين دو عصر وجود دارد بهتر شناخته شود .
نقشهء من اين بود كه هرچه بيشتر سرزمينى را كه براى زرتشت شناخته بوده است بپيمايم ، و ماوراى خزر و تركستان نيز ازين جمله بود . گذشته ازين ، بر آن بودم كه جاهايى را كه در تاريخ ايران بيش از همه معروف است ديدن كنم .
هامش
( 1 ) .guilder، سكهء هلندى .
( 2 ) .Comedy of Errors( 3 ) .Columbia( 4 ) . اشاره به آيهء دوم از باب دوم انجيل متى است كه مىگويد پس از تولد عيسى « مردمان خردمند از مشرقزمين » به اورشليم آمدند و سراغ عيسى را گرفتند .
اما بايد دانست كه عبارتWise men from the Eastكه در متن انگليسى انجيل متى ديده مىشود در ترجمهء فارسى همان انجيل به صورت « مجوسى چند از مشرق » مذكور است زيرا همچنانكه مؤلف در آغاز فصل هفتم كتاب حاضر اشاره مىكند ، در نزد عيسويان نام مجوس با لفظ عقل و حكمت مترادف بوده است . م