كردستان گرچه خراجگزار ايران است با اين حال سرزمين مستقلى مىباشد . مرد سالمندى به نام مصطفى خان بر آن فرمانروايى مىكند . نامبرده قادر است چهل هزار سرباز پياده كه تقريبا همگى مسيحى و پيرو آيين نسطورى هستند ، بسيج نمايد . دسترسى به حكارى از سمت ايران فقط از دو جادهى باريك ميسر است كه حتى شترها هم به زحمت مىتوانند از آن عبور نمايند .
خبوشان :
شهر مهم و مستحكمى در غرب خراسان و مركز فرمانروايى سركردهاى است كه اعلام استقلال كرد و قادر است قريب بيست هزار سرباز براى جنگ آماده نمايد .
خراسان :
ايالت بزرگى در شمال ايران است كه در گذشته دار السلطنهى بزرگى بوده ، كه اكنون قسمت اعظم آن از سلطهى شاه خارج شده است . ولى شاه به تدريج در حال بازستاندن آن مىباشد . افغانها و تركمنها قسمت شمالى و جنوبى آن را در تصرف دارند . مركز آن هرات در سلطهى امير كابل است .
ايرانيها عموما ايالت خراسان را زمين مقدس مىنامند .
طهماسب قلى خان هم موقعى كه شاه طهماسب را به آنجا تبعيد نمود اين اصطلاح را به كار برده است . بر پايهى همين اعتقاد زايرين بىشمارى از تمام نقاط ايران به سوى مشهد كشيده مىشوند .
خليج فارس :
دريايى است كه عربستان را از كرانهى جنوبى ايران جدا مىكند .
شهرتش براى صيد مرواريد است كه بهويژه در حوالى جزيرهى بحرين به حد وفور يافت مىشود . دزدان دريايى عرب كه فوق العاده خشن و قسى القلب هستند ، در اين خليج به قتل و غارت مشغولند . غالب آنها از قبيلهى جوالميس و مورد حمايت امام مسقط مىباشند .
خوزستان :
سوزپان باستان ايالت كوچكى است كه از شمال به رشته كوههاى لرستان و از سمت جنوب به خليج فارس محدود