فنزه گفت : عجز آفريدگان از دفع قضاى آفريدگار عزّ اسمه ظاهر است ؛ و مقرّر است كه انواع خير و شرّ و ابواب نفع و ضرّ بر حسب [ 1 ] ارادت و قضيّت مشيّت خداوند جلّ جلاله نافذ ميگردد ، و بجهد و كوشش خلايق در آن تقديم و تأخير و مماطلت [ 2 ] و تعجيل صورت نبندد ،
لا مَرَدَّ *
لقضاء اللّه و
لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ .
[ 3 ] [ با اين همه ] [ 4 ]
هامش
[ 1 ] . ( 2 ) بر حسب هم بفتح سين و هم به سكون آن آمده است و شايد اندك اختلافي در معني آن باقتضاى دو تلفّظ حاصل شود . حافظ هر دو صورت را در اين دو بيت به كار برده است ( ديوان ، چاپ قزويني غزل 60 ) :شكر خدا كه از مدد بخت كارساز * بر حسب آرزوست همه كار و بار دوست
سير سپهر و دور قمر را چه اختيار * در گردشند بر حسب اختيار دوستدر عربي ، بتصريح جوهري در صحاح ( مادّهء حسب ) و قول حريري در درّة الغوّاص ( چاپ تربكّه ص 157 و 158 ) و شرح خفاجي بر آن و قول سيوطي در المزهر ، بحسب بفتح سين صحيح است و به سكون سين تلفّظ عامّه است و فقط در ضرورت شعر جايز است . در شعر محمّد بن أبي عمران كه راغب در محاضرات آورده است ( چاپ قاهره ، 1326 ج 1 ص 178 ) على حسب به سكون سين بايد خواند . و در فارسي شعراى مختلف گاهي بفتح سين و گاهي به سكون آن آوردهاند . معني لفظ « مطابق با » و « بر اندازهء » و « بشمارهء » و امثال اينهاست .
در كتاب الأبنيه بخطّ اسدي ( چاپ زليگمان ص 174 س 4 ) در عبارت « و زبيب بر حسب مزاج انگور است » همين طور حركات گذاشته شده است ؛ در حديقهء سنائي ( چاپ مدرّس رضوي ص 743 ) آمده است :شعر بر حسب طبع و جان سرهايست * چون بسنّت رسيد مسخرهايستو سيّد حسن غزنوي راست ( ديوان چاپ مدرّس رضوي 139 ) :قطب جلال شاه معظّم كه روزگار * بر حسب قدر و همّت او باد پاسبانو كمال اسماعيل گويد ( منتخبات اشعار او در مجموعهء 3173 برلين ، ورق 103 رو ) :آدمي بر حسب همّت خويش افزايد * هر چه انديشه در آن بندد چندان گرددو در جهانگشاى جويني ( ج 1 ص 120 چاپ قزويني ) آمده است : و ديگران ، هر كس بر حسب هوى ، بجائي رفتند ؛ و در گلستان سعدي آمده ( چاپ فروغي ص 140 ) : روزگاري در طلبش متلهّف بود و پويان و مترصّد و جويان و بر حسب واقعه گويان ؛ و در بيتي از مثنوي نيز « بر حسب » آمده است ( دفتر 5 ب 3113 ) .
[ 2 ] . ( 3 ) مماطلت تأخير كردن در اداى حقّ كسي ، و عقب انداختن اجراى كاري بدفع الوقت .
[ 3 ] . ( 4 )لا مَرَدَّ *الخ عبارتيست مركّب از الفاظ و قطعاتي از مواضع مختلف قرآن :لا مَرَدَّ *، بدون لقضاء اللّه ، سه بار در قرآن آمده است ؛لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِدر آيهء 41 از سورهء رعد آمده است ؛يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُاز آيهء 27 سورهء ابراهيم گرفته شده ؛يَحْكُمُ ما يُرِيدُاز آيهء دوم سورهء مائده مأخوذ است : باز گردانيدني نيست قضاى الهي را ، عقب اندازهاي نيست فرمان او را ، مىكند خدا آنچه بخواهد و فرمان ميدهد آنچه اراده كند .
[ 4 ] . ( 4 ) با اين همه در اساس : و با انج ؛ جمله بدين صورت ناقص بود ؛ ضبط ساير نسخ در جدول اختلافات ميآيد .