Skip to main content

كليله و دمنه ( فارسي ) — Page 277

Contributors:

P.277
پيشتر آى تا پاداش شفقت و مروّت خويش هر چه بسزاتر مشاهده كني . موش احتراز مينمود [ 1 ] . گفت
علام إذا جنحت إلى انبساط بدرت إلى انقباض و احتراس و تولع با طَّراحي و اجتنابي و تزهد في ارتباطي و احتباسي
[ 2 ] ديدار از من دريغ مدار و دوستي و برادري ضايع مگردان . چه هر كه دوستي را بجهد بسيار در دايرهء محبّت كشد و بي موجبي بيرون گذارد از ثمرات موالات [ 3 ] محروم ماند و ديگر دوستان از وى نوميد شوند
بد كسي دان كه دوست كم دارد زو بتر چون گرفت بگذارد گر چه صد بار باز كردت [ 4 ] يار سوى او باز گرد چون طومار
و ترا بر من نعمت جان و منّت زندگاني است ، و چنان كه ترا در آن معني توفيق مساعدت كرد هيچ كس را ميسّر نتواند بود
Commentary
هر چه آن قطره قطره گرد آرد جمله جمله زمين فرو خوردش وين ترازو كه زانچه بر سنجد جز همه سود خويش نلفنجدو بيتي از امير خسرو در فرهنگ شعوري نقل شده است كه الفاختن در آن آمده :آنكه مرادش درم الفاختن پيشهء او سوختن و ساختنالغندن و بلغده و امثال آنها همه تصحيف و تحريف و غلط است . [ 1 ] . احتراز مينمود . گفت يعني گربه گفت . در بعضي از نسخ ديگر : احتراز مينمود ، گربه گفت . [ 2 ] . و ( 4 )علام إذا . . .براى چه چون من ميل ميكنم به گشاده روئي و گستاخي تو ميشتابي به گرفته شدن و كشيده داشتن خود ؛ و سخت حريص و شيفته ميشوي به افگندن من و دوري جستن از من ، و رغبت نميكني به پيوستگي و بستگي با من و نگاه داشتن من ؟ [ 3 ] . موالات با كسي دوستي و پيوستگي داشتن و كردن ؛ نيز رجوع شود به 157 / 6 ح ، 166 / 9 و 167 / 10 . [ 4 ] . باز كردت اساس و كليّهء نسخ ديگر كليله و هر دو چاپ حديقه ( بمبئى ص 257 ، و مدرّس رضوي 449 ) : باز گردد ، با اختلافاتي بين آنها . فقط در نسخه بدل چاپ رضوي از يك نسخه قراءت صحيح ( و ليكن به صورت باز گردت ) نقل شده است . ميگويد هر چند بار صد بار ترا از خود دور كند ، تو بسوى او باز گرد ، همچنانكه طومار كه شخص آن را از خود دور كند ، يعني بخارج باز كرده شود ، باز ميگردد .