پيش رويم كه انحراف به سوى شمال يا جنوب نداشته باشيم ، هيچ يك از حالتهاى وابسته به اقليم دگرگون نخواهد شد ، و تنها نوعى از دگرگونى در سرما و گرما رخ خواهد داد كه به پستى و بلندى سرزمين يا به زودتر يا ديرتر برآمدن آفتاب بستگى دارد نه به اقليم . ولى اين دگرگونىهاى اقليمى به زودى احساس نمىشود و نياز به دقت و سنجش دارد ، پس هر گاه ما آبادى زمين را در عرض به خطهائى متوازى در طول زمين تقسيم كنيم ، سرما و گرما ، در ميان هر دو خط از آنها ، از خاور تا باختر تقريبا برابر خواهد بود و اين تقسيمبندى از تقسيمبنديهاى گذشته سودمندتر خواهد شد . ] سپس بوريحان خواست بلندترين و كوتاهترين روز را كه به سبب قرينهء يكديگر بودن ، بر روى نقشه يكسان ديده مىشوند ، پايهء سنجش قرار دهد ، پس آن را در سمت شمال سيزده ساعت يافت .
[ در شمال ، مردم متمدن و از نظر اخلاق ميانه رو هستند نه مانند وحشيهائى كه در مردابها يا بيابانها تنها زندگى كرده و هر كس از مردم را بيابند مىخورند ] « 1 » .
لذا او مرز جنوبى را ميانهء اقليم نخست نهاد و مرز شمالى را در وسط اقليم هفتم و در ديگر اقليمها ، در ميان هر اقليم ، نيم ساعت بر بلندترين روز افزوده مىشود و شمال اقليم هفتم زمينهائى است كه تابستانش سرد و زمستان كشندهاش درازترين فصل سال است و تعداد ساكنانش اندك و بسيار كمهوشند و از فرط توحش با مردم اقليمهاى ديگر آميزش ندارند . [ 29 ] اگر مرزبندى اقليمهاى آباد چنين است نقشهء شماره 4 نمونهء نزديك بدان خواهد بود .
نقشهء 6 . نقل از تفهيم بيرونى ، ص 191 .
هامش
( 1 ) . جملهء معترضهء ميان دو كروشه ، شايد از حاشيه به درون متن افتاده باشد .