تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
جوش . خدايا به تو شكوه آريم كه پيامبرمان را ميان خود نداريم و دشمنان ما بسيار است و هر يكىمان چيزى را خواستار « خدايا ميان ما و دشمنانمان به حق داورى فرما كه تو بهترين داورانى » دشوار مشماريد گريزى را كه پس آن بازگشتن بود يا پس نشستنى كه در پى آن روى آوردن . حقّ شمشيرها را بگذاريد و پهلوهاى دشمن را به خاك درآريد و بكوشيد تا نيزه را هرچه كارگرتر فروبريد و ضربت را هرچه سخت‌تر ، و دم فروبنديد كه دم فروبستن بددلى را بيشتر دور كند . به خدايى كه دانه را كفيده و جاندار را آفريده ، آنان اسلام را نپذيرفتند ؛ بلكه از بيم تسليم شدند و كفر را نهفتند ؛ پس چون يارانى بيابند كفر آشكار كنند .

واژه‌شناسى

أفضت : رسيد . شخصت : بلند شد . أنضيت : لاغر شد . صرّح : آشكار شد . جاشت : به جوش آمد . المراجل : ديگ‌ها . الاضغان : كينه‌ها . لا تشتدّن : از ريشه شدت به معناى سختى و دشوارى است . الجوله : در اين‌جا به معناى عقب‌نشينى به كار رفته است . اذمروا : واداشتن . الدّعسّي : پايمال كردن قلب‌هاى دشمنان .