مؤتة : منطقهاى در شام .
سابقتى : گذشته درخشان من .
يدلى : التماس مىكند .
تنزع : پايان مىيابد .
الشقاق : اختلاف ، ناسازگارى .
الزّور : ديداركنندگان ، مهمانان .
اللقيان : ملاقات .
ساختار ادبى
العذب : صفتى براى مفعول حذف شده كه در اصل « العيش العذب » بوده است .
خلو : خبر براى « من أسلم » است .
مثل الذى : مفعول « أراد » است .
فيا عجبا : منظور ابراز شگفتى است .
أنّه : ضمير « أنه » ضمير شأن است و نيازى به مرجع ندارد . اين ضمير از جهت مطابقت با شكل مرجع ضميرش به صورت مفرد آمده است ؛ گرچه مرجع ضمير آن از جهت معنايى جمع است .
لقيانه : ضمير « ه » به « زوره » برمىگردد .
شرح و تفسير
( فأراد قومنا قتل نبينا و اجتياح اصلنا . . . ) قريش ( قبيله پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و على عليه السّلام ) در مكه زندگى مىكرد و همه امكانات را از آن خود كرده بود و هيچ كس ديگرى را با خود شريك نمىكرد . حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله در اين قبيله نشأت