واژهشناسى
مستاديكم : انجام كارى را از شما مىخواهد .
امره : سرزمين و سلطنت .
المضمار : مسابقه و در اينجا به معناى مدت و مهلت است .
تتنازعوا : در انجام كارهاى نيك با يكديگر رقابت مىكنند .
العقد : جمع عقده به معناى گره .
المآزر : جمع مئزر به معناى پوشش نيمتنه پايين .
شدّوا العقد : كنايه از تلاش و كوشش است .
فضول الخواصر : آن بخش از پيراهن كه بر قدمهاى پا مىافتد .
العزيمة : از ريشه عزم به معناى پايدارى و شكيبايى .
الوليمة : سفره غذا كه در اينجا كنايه از خوشگذرانى و كاهلى و سستى است .
الظلم : جمع ظلمة به معناى تاريكى .
التذاكير : جمع تذكرة به معناى هر چيزى كه تو را به ياد چيز ديگرى بيندازد .
ساختار ادبى
شكره : مفعول « مستأديكم » است .
امره : مفعول « مورثكم » است .
لتتنازعوا : تاويل به مصدر مىرود و لام جر آن را مجرور مىكند و متعلق به « مهلكم » است .