شرح و تفسير
شريف رضى مىگويد كه امام عليه السّلام اين خطبه را خطاب به عبد اللّه بن زمعة فرمودند . « 1 » وى نزد امام عليه السّلام آمده و از او درخواست پول كرد . امام عليه السّلام به او فرمود كه اين ثروت از آن ايشان نيست ؛ بلكه براى مسلمانان است و امام عليه السّلام حق تصرف شخصى در آن ندارد : ( إنّ هذا المال ليس لي و لا لك و إنّما هو فيء للمسلمين و جلب أسيافهم فإن شركتهم في حربهم ) اموالى كه امام عليه السّلام از آنها ياد مىكند ، اموال غنيمتى است كه از راه جهاد بهدست آمده بود . مسلمانان در گذشته از قدرت و شوكت فراوانى برخوردار بودند و از راه نيكو يا احيانا با شمشير و زور بر بسيارى كشورها چيره گشتند . اين امت نيز همانند ديگر ملتها از دورههاى جوانى و ميانسالى و بزرگسالى و كهنسالى برخوردار بود .
تمدن اسلامى در زمان اوج خود توانست همه تمدنها را در خود جاى داده و هضم كند و سپس تمدنهاى بعدى همين كار را با تمدن اسلامى كردند .
مسلمانان اكنون در دوره كهنسالى تمدن خود هستند . قدرتمندان از هرسو بر آنان يورش آورده و هرچه را مىخواهند از آن خود مىكنند . بنابراين سخن از غنيمت جنگى همانند سخن از بردگان و كنيزكان شده كه بحث از آن سودى ندارد و براى آگاهى از آن بايد به كتابهاى فقهى مراجعه كرد .
سياست امام عليه السّلام در توزيع ثروتها آن بود كه اموال خداوند بهطور مساوى بين همه بندگانش توزيع شود . « 2 » پيش از اين بهويژه در شرح خطبه دويست و بيست و چهار فراوان در اينباره سخن گفته شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . عبد اللّه بن زمعة بن اسود بن مطلب بن عبد العزى بن قصى كه از شيعيان آن حضرت بود . نك :
رجال ، طوسى : 23 ؛ مجمع الزوائد : 10 / 13 .
( 2 ) . نهج البلاغه : خطبه 126 .
( 3 ) . نك : شرح خطبه : 224 .