الدجو : تاريكى .
الجشوبة : سختى و تندى .
النجى : كسى كه با او نجوا مىكنند .
الندى : جايى كه در آن گرد مىآيند .
ساختار ادبى
فكأن : از حروف مشبهة بالفعل كه مخفف شده است .
بغتة : مصدر و در نقش حال است .
آخر : اسم غير منصرف است و براى همين به جاى كسره ، فتحه گرفته است .
شرح و تفسير
( فإنّ تقوى اللّه مفتاح سداد ) واژه « سداد » به معناى درستكارى در گفتار و كردار است . ( و ذخيرة معاد ) پرهيزگارى ، توشه براى روزى است كه همه انسانها به حسابرسى و بازخواست سپرده شده و كيفر و پاداش مىبينند . ( و عتق من كلّ ملكة ) پرهيزكارى از اسارت و بندگى شهوات مىرهاند . ( و نجاة من كلّ هلكة بها ينجح الطّالب ) هركس كه رستگارى را بخواهد ، بايد راه پرهيزكارى را در پيش گيرد تا به خشنودى و پاداش خداوند دست يابد ( و ينجو الهارب ) و از عذاب و كيفر خداوند برهد . ( و تنال الرّغائب ) عطف تفسير بر فقره « ينجح الطالب » است . پيش از اين بارها و به تفصيل درباره پرهيزكارى سخن گفته شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . نك : شرح خطبه : 191 .