تناوشوهم : با آنان درافتادند .
يتكاثرون : در فراوانى ثروت و نيرو زيادهخواهى مىكنند .
خوت : ريزش كرد .
احجى : نزديكتر به درستى .
العشوة : ضعف بينايى .
الغمرة : حيرت . خداوند مىفرمايد : « بلكه دلهاى آنان از اين [ حقيقت ] در غفلت است و آنان غير از اين [ گناهان ] كردارهايى [ ديگر ] دارند كه به انجام آن مبادرت مىورزند » « 1 »
هامهم : سرها يا بالاتنهشان .
لفظوا : ترك كردند .
فراط ، فارطون : جمع « فارط » به معناى كسى كه در جلوى قافله براى يافتن آب و مرتع حركت مىكند .
مناهل : جمع « منهل » به معناى آبشخور .
حلبات : جمع « حلبة » به معناى گروهى از اسبان .
البرزخ : فاصله بين دنيا و آخرت و نيز هرگونه فاصله ديگرى بنى دو چيز .
فجوات : جمع « فجوة » به معناى شكاف .
الضمار : غيبت بدون بازگشت .
يأذنون : مىشنوند .
هامش
( 1 ) .بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا وَ لَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِكَ هُمْ لَها عامِلُونَمومنون / 23 : 63 .