در انجام حق يارى رسانند ، و هيچ كس گرچه مردم او را خوار شمارند ، و در ديدهها بىارزش باشد ، كوچكتر از آن نيست كه كسى را در انجام حق يارى كند ، يا ديگرى به يارى او برخيزد .
واژهشناسى
مناهج الدين : راههاى روشن دين .
معالم : نشانههاى رسيدن به راه .
اذلال : در اصل به معناى بنده ساختن است . در اينجا در تركيب با واژه « السنن » به معناى انجام كارها طبق سنتهاى موجود و يا تكرار اين سنتها است .
الادغال فى الامر : وارد كردن عاملى كه به فساد كارى بيانجامد .
اقتحمته العيون : در چشمها خوار مىنمايد .
ساختار ادبى
فصلح بذلك : جواب شرط « اذا ادت » است .
فهنالك : اسم اشاره به زمان دور است و در اينجا نقش ظرف داشته و محلا منصوب است .
به بالغ : اسم « ليس » و باء زايد است .
بفوق : مانند قبلى است .
شرح و تفسير
( فإذا أدّت الرّعيّة إلى الوالي حقّه و أدّى الوالي إليها حقّها عزّ الحقّ بينهم ) هرچه در رهبرى بكوشى و در انجام كارهاى آن وفادار باشى ، بدون كمك عموم