را مىداند و اگر آشكار كرديد ، ثبت مىگرداند و بدين كار فرشتگان گمارده است ، نگاهبان و ارجمند كه نه حقى را وامىنهند و نه باطلى را ثبت مىكنند .
واژهشناسى
منصبه : رنج ، زحمت .
هجم عليه : بهصورت ناگهانى وارد .
معتبر : پندگيرى ، عبرت آموختن .
التصرف : دگرگونى و تغيير از حالتى به حالت ديگر .
المصح : تندرستى ، سلامتى .
استحمد : طلب ستايش و حمد كردن .
ساختار ادبى
ليكشفوا : « أن » مقدر ، افعال « ليكشفوا ، ليحذروهم ، ليضربوا ، ليبصروهم ، ليهجموا » را تأويل به مصدر مىبرد . همه اين مصادر در اثر دخول لام بر سر آنها مجرور بوده و متعلق به فعل « بعث » هستند .
آمر ، زاجر ، صامت ، ناطق : همگى براى « قرآن » خبر هستند و مبتدا نيز همان « قرآن » است .
شرح و تفسير
( الحمد للّه المعروف ) خداوندى كه از آثارش شناخته مىشود و ذاتش قابل شناخت و درك نيست . ( من غير روية ) خداوند ، قابل رؤيت و مشاهده نيست و إلا قابل درك مىبود . ( و الخالق من غير منصبة ) خداوند به مجرد اراده كردن ، مىآفريند ، بدون اينكه سختى و يا رنجى را متحمل شود و يا نياز به انديشه