العسيب : استخوان دم .
الجران من البعير : بخش پيشين گردن شتر گفته مىشود .
القى البعير جرانه : يعنى شتر زانو زد .
فلم تستوسقوا : جمع نشديد ، هماهنگ نگشتيد .
ساختار ادبى
بجرانه : حرف « باء » زايد است و « جرانه » مفعول « ألصق » است .
بقية : خبر براى مبتدا محذوف « هو » است و نيز ممكن است خبر دوم براى « هو مغترب » باشد .
للّه أنتم : لام در « للّه » لام تعجب است .
شرح و تفسير
( قد لبس للحكمة جنتها ) قصد امام عليه السّلام از بيان اين ويژگىها و اوصاف ، ذكر نشانههاى مؤمن عارف است و مقصودش معرفى امام غائب ( حضرت صاحب الزمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ) و يا امام زنده در آن زمان نيست و مقصود از حكمت در اينجا همان ترس از خداست ، همانگونه كه در حديث از معصوم عليه السّلام آمده كه : « سرچشمه حكمت ، ترس از خداست . » « 1 » و اما عبارت « جنّة الحكمة » ( زره دانش ) را با عبارت بعدى تفسير مىكند كه مىفرمايد ( و أخذها بجميع أدبها ، من الاقبال عليها ) همانا زره دانش ، عمل كردن به مقتضاى حكمت است ، بدين معنا كه انسان مؤمن ، گفتار و كردارش را براى خداوند ، مخلص كند و تنها بر او تكيه و توكل كند و سرنوشت همه كارها و امور را به دست حضرت
هامش
( 1 ) . « رأس الحكمة مخافة اللّه » .