است ، در پنهانى راه مىروند و از بيراههها حركت مىكنند . وصفشان دارو و گفتارشان درمان ، امّا كردارشان دردى است بىدرمان . بر رفاه و آسايش مردم حسد مىورزند ، و بر بلاء و گرفتارى مردم مىافزايند و اميدواران را نااميد مىكنند .
آنها در هر راهى كشتهاى و در هر دلى راهى و بر هر اندوهى اشكها مىريزند . مدح و ستايش را به يكديگر قرض مىدهند و انتظار پاداش مىكشند ، اگر چيزى را بخواهند اصرار مىكنند و اگر ملامت شوند ، پردهدرى مىكنند و اگر داورى كنند اسراف مىورزند . آنها برابر هر حقّى باطلى و برابر هر دليلى شبههاى و براى هر زندهاى قاتلى و براى هر درى كليدى و براى هر شبى چراغى تهيّه كردهاند . با اظهار يأس مىخواهند به مطامع خويش برسند و بازار خود را گرم سازند و كالاى خود را بفروشند ، سخن مىگويند اما به اشتباه و ترديد مىاندازند ، وصف مىكنند امّا فريب مىدهند ، در آغاز ، راه را آسان و سپس در تنگناها به بنبست مىكشانند ، آنها ياوران شيطان و زبانههاى آتش جهنّم مىباشند . « آنان پيروان شيطانند و بدانيد كه پيروان شيطان زيانكارانند . »
واژهشناسى
الغمرة : شدت و سختى .
تلون : استتار و پنهان كردن .
ابعد : دورترين .
يفتنون : مكر و فريب مىزنند تا تهمت را از خود دور كنند .
دوية : از ريشه « داء » به معناى بيمارى .