تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
اگر پيامبران الهى ، داراى چنان قدرتى بودند كه مخالفت با آنان امكان نمىداشت ، و توانايى و عزّتى مىداشتند كه هرگز مغلوب نمىشدند و سلطنت و حكومتى مىداشتند كه همه چشم‌ها به سوى آنان بود ، از راه‌هاى دور بار سفر به سوى آنان مىبستند ، اعتبار و ارزششان در ميان مردم اندك بود و متكبّران در برابرشان سر فرود مىآوردند و تظاهر به ايمان مىكردند ، از روى ترس يا علاقه‌اى كه به مادّيات داشتند . در آن صورت نيّت‌هاى خالص يافت نمىشد ، و اهداف غير الهى در ايمانشان راه مىيافت ، و با انگيزه‌هاى گوناگون به سوى نيكىها مىشتافتند . امّا خداى سبحان اراده فرمود كه پيروى از پيامبران ، و تصديق كتب آسمانى ، و فروتنى در عبادت ، و تسليم در برابر فرمان خدا و اطاعت محض و فرمانبردارى ، با نيّت خالص تنها براى خدا صورت پذيرد ، و اهداف غير خدايى در آن راه نيابد ، كه هر مقدار آزمايش و مشكلات بزرگتر باشد ثواب و پاداش نيز بزرگتر خواهد بود .

واژه‌شناسى

أساورة : جمع « سوار » به معناى دستبند . الذّهبان : جمع « ذهب » به معناى طلا . العقيان : طلاى ناب . الخصاصة : فقر و تهيدستى . تشوبها من غيرها : چيزى با ديگرى آميخته مىشود . در قرآن آمده است : « آميخته‌اى از گدازه » « 1 »
هامش
( 1 ) .لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍصافات / 37 : 67 .