المثاوي : منازل و پناگاهها .
خدودهم : چالههايشان . در برخى نسخهها نيز « حدودهم » آمده است كه غلط است .
المخمصة : گرسنگى .
المجهدة : سختى و مشقت .
ساختار ادبى
مصارحة : مفعول له يا حال براى « أفسدتم » است .
ذللا ، سلسا : حال براى فاعل « أعنقوا » هستند .
أمرا : مفعول براى فعل محذوف است .
استراقا ، مكابرة : مفعول له براى « جاحدوا » است . همچنين ممكن است كه « استراقا » حال باشد .
جهلا : مفعول له براى « تعتبروا » است .
شرح و تفسير
( ألا و قد أمعنتم في البغي و أفسدتم في الأرض مصارحة للّه بالمناصبة . . . ) هر ستم و فسادى در زمين جنگ با خدا است و هر مبارزهاى براى نابودى ستم و گمراهى ، نوعى پيروزى و يارى كردن خدا است . بنابراين پيوند تنگاتنگى بين عمل براى خدا و خدمت به انسانيت وجود دارد و اين دو ناگسستنى هستند .
بهراستى ايمان به خدا بدون انجام عملى براى خشنودى او چه سودى دارد ! ايمان بايد انسان را از انحراف بازدارد و مكارم اخلاق را در آدمى متجلى كند ؛ همان اخلاقى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله براى تكميل آنها مبعوث شده بود .