گونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم ، بعضى از آنها به بعضى براى فريب [ يكديگر ] سخنان آراسته القا مىكنند . » « 1 » و نيز شيطان به معناى وسوسه : « در حقيقت كسانى كه [ از خدا ] پروا دارند چون وسوسهاى از جانب شيطان بديشان رسد [ خدا را ] به ياد آورند و بناگاه بينا شوند . » « 2 » و در آيهاى ديگر از زبان يوسف : « پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را بههم زد . » « 3 » عامل جدايى يوسف از برادرانش چيزى جز دشمنى ناشى از حسادت نبود .
ابليس ، موجودى محسوس است كه مىانديشد و كار مىكند و اراده و اختيار دارد . از اينروى خداوند به او مىفرمايد : « چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را بازداشت از اينكه سجده كنى ؟ » « 4 » خداوند او را از خود راند و نفرين كرد . او اصل و نسب خويش را به رخ كشيد و تهديد كرد كه بندگان خدا را فريب داده و گمراه مىسازد . خداوند به او فرمود : « هر آينه جهنم را از تو و از هركس از آنان كه تو را پيروى كند ، از همگىشان خواهم انباشت . » « 5 » بنابراين نمىتوان واژه ابليس را به معنايى غير محسوس و نامشخص تأويل كرد ؛ اما كلمه شيطان را مىتوان در مورد هر عامل وسوسهانگيز حسى و معنوى بهكار گرفت .
هامش
( 1 ) .وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراًانعام / 6 :
112 .
( 2 ) .إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَاعراف / 7 : 201 .
( 3 ) .مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِييوسف / 12 : 100 .
( 4 ) .ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَاعراف / 7 : 12 .
( 5 ) .لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَص / 38 : 85 .