است ، و بين خدا و خلق دوستى خاصّى وجود ندارد كه به سبب آن ، حرامى را كه بر جهانيان ابلاغ فرموده ، حلال بدارد .
واژهشناسى
الحرم : آنچه از انسان حمايت و دفاع مىكند .
الحميّة : غرور و عصبيت .
الجبريّة : عظمت و جبروت .
الرّواء : خوشمنظر .
العرف : بو .
الهوادة : رخصت دادن و آسان گرفتن .
ساختار ادبى
ساجدين : حال براى فاعل « فقعوا » است .
تمييزا : مفعول له براى « يبتلى » است .
فمن ذا : مبتدا و خبر است .
بعد : ظرف و متعلق به « يسلم » است .
على اللّه : حرف « على » در اينجا به معناى « من » است و نمونه آن در قرآن نيز آمده است : « كه چون از مردم پيمانه ستانند تمام ستانند . » « 1 »
كلا : حرف ردع براى هشدار دادن است .
هامش
( 1 ) .الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَمطففين / 83 : 2 .