السفع : كوهها .
الجلجلة : صداى رعدوبرق .
تلاشت : از بين رفت ، ناپديد شد .
المجرّ : مسير كشيده شدن .
ساختار ادبى
الذى : صفت براى « اللّه » است .
اليه مصائر الخلق : خبر مقدم و مبتداى مؤخر است . جمله « اليه مصائر الخلق » صله « الذى » است .
و لشكره اداء : در اصل چنين بوده است : « يكون الحمد اداء لشكره » عبارتهاى بعدى نيز اينگونهاند .
مؤمّل : و نيز همه اسمهاى مكسور پس از آن ، صفت براى « راج » هستند .
موقنا : و تمامى اسمهاى منصوب پس از آن ( موطدات ، قائمات و طائعات احوال ) حال هستند .
ادلهمام : فاعل و « ضوء » مفعول « يمنع » است .
أن تردّ . . . : تأويل به مصدر مىرود و مفعول « استطاعت » است .
شرح و تفسير
( الحمد للّه الذى اليه مصائر الخلق ، و عواقب الامر . . . مزيده موجبا ) خداوند نعمتهاى بىشمارى را براى بندگان و مخلوقاتش ، فراهم آورده است و در نهايت ، بندگانش را به سوى خود ، بازمىگرداند تا به نيكوكاران ، پاداش نيك و به بدكاران ، كيفر اعمالشان را بدهد .