واژهشناسى
عدّة : اين واژه با كسر عين به معناى گروه و جماعت و با رفع آن به معناى آمادگى است .
الصّغار : در اينجا منظور كسانى است كه دين و جايگاهى ندارند .
القتب : وسيلهاى شبيه زين است كه بر پشت گذاشته مىشود .
الغارب : به فاصله بين گردن و ابتداى سينه گفته مىشود .
أزمّة : جمع « زمام » به معناى افسار است .
الغبّ : عاقبت و سرانجام .
فور النار : شعلههاى آتش .
أميطوا : كنار رويد .
السّنن : به معناى روش و منش .
ولج : داخل شد .
ساختار ادبى
بأبي : جار و مجرور ، متعلق به محذوف و در اصل چنين بوده است :
« أفدي بأبي » .
هم من عدّة أسماؤهم . . . : « هم » مبتداى اول و « أسماؤهم » مبتداى دوم است و « معروفة » و « مجهولة » خبر براى مبتداى دوم هستند . جمله اخير ، خبر براى مبتداى اول قرار مىگيرد . برخى گفتهاند : « بأبى » خبر مقدم و « هم » مبتداى مؤخر است . اين سخن نادرست است ؛ زيرا « هم . . . » جمله مستأنفه است ؛ گويى كسى در ميان سخن مىپرسد كه تو فداى چه كسى مىشوى و امام عليه السّلام جواب ميدهد : آنهايى كه نامشان در آسمان معروف و در زمين گمراه است .