مشفّع : كسى كه شفاعتش پذيرفته مىشود .
محل به : به او زيان رسانيد .
علم : چيزى كه به وسيله آن راه هدايت روشن مىشود .
حجيج عنكم : با حجتهاى آشكار از شما دفاع مىكنم .
ساختار ادبى
هو النّاصح : ضمير « هو » ضمير فصل است و « الناصح » خبر « أنّ » است .
مشفّع : صفت براى « شافع » است .
غير : صفت براى « مبتلى » است .
العمل : مفعول براى فعل حذف شده و در اصل چنين بوده است : « الزموا العمل » . واژههاى منصوب بعد از آن نيز مثلش هستند .
شرح و تفسير
( و اعلموا أنّ هذا القرآن هو النّاصح الّذي لا يغشّ و الهادي الّذي لا يضلّ . . . ) هر انسانى مىخواهد بداند كه انجام چه كارهايى و ترك چه كارهاى ديگرى او را به سعادت و خوشبختى در زندگى مىرساند . اين آگاهى ممكن است از راه عقل يا تجربه به دست آيد و يا فطرت آدمى از آنها خبر دهد . به هر روى ، خداوند در قرآن از راه رسيدن به زندگى بهتر سخن گفته است . تاريخ براين امر گواهى مىدهد كه عمل به آموزههاى قرآن سبب شد كه مسلمانان بهترين امت زمان خويش گردند . امروز نيز عقبماندگى و مشكلات مسلمانان از رويگردانى و غفلت از قرآن ناشى مىشود . بنابراين هيچ عيب و ايرادى در دين و آئين مسلمانان نيست و همه مشكلاتشان از خودشان ناشى مىشود . ( و