دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد و كاخهاى مجلّل نساخت ( سنگى بر سنگى نگذاشت ) تا جهان را ترك گفت و دعوت پروردگارش را پذيرفت . وه چه بزرگ است منّتى كه خدا با بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر ما نهاده و چنين نعمت بزرگى به ما عطا فرموده ؛ رهبر پيشتازى كه بايد او را پيروى كنيم و پيشوايى كه بايد راه او را تداوم بخشيم . به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينهكننده آن شرمسارم . يكى به من گفت : « آيا آن را دور نمىافكنى ؟ » گفتم : از من دور شو ، صبحگاهان رهروان شب ستايش مىشوند .
واژهشناسى
العزاء : صبر .
تعزّ بعزاء اللّه : از فرمان خدا درباره صبر به هنگام مصيبت پيروى كرد .
قضم الدنيا قضما : دهانش را از بهرههاى دنيا پر نساخته است . متضاد واژه « قضم » واژه « خضم » است كه امام عليه السّلام در خطبه ديگرى در توصيف امويان از واژه « خضم » استفاده مىكند : « يخضمون مال اللّه خضمة الإبل نبتة الربيع » . « 1 »
أخمصهم : پنهانكارترين آنها .
يخصف النعل : كفش خود را پينه مىزنند .
الرّياش : لباس فاخر .
أشخصها : دور ساخت .
هامش
( 1 ) . « اموال خداوند را همانند شترى كه گياهان بهارى را مىجود و مىبلعد ، در دهان مىبلعند » خطبه 3 .