لا يحرز : نگه داشته نمىشود .
الحمة : زهر و نيز به نيش عقرب گفته مىشود .
التبعة : آثار اعمال .
ساختار ادبى
ما فيه : « ما » فاعل « يبقى » است و « فيه » جار و مجرور متعلق به محذوف است و صله « ما » قرار مىگيرد .
سرمدا : ظرف و منصوب است .
متشابهة اموره : خبر مقدم و مبتداى موخر است . همچنين ، ممكن است « متشابهة » خبر دوم براى « إنّ الدهر » باشد و « اموره » فاعل براى « متشابهة » باشد .
اللّه اللّه : اولى بنابر تحذير نصب گرفته و دومى از باب تاكيد و عطف بر اولى .
شقوة : خبر براى مبتداى محذوف است و در اصل چنين بوده است :
« فمصيركم شقاق » يا « فمصيركم سعادة » .
يوما : مفعول براى « احذروا » و يا منصوب به نزع خافض شده است .
شرح و تفسير
( الحمد للّه الّذي جعل الحمد مفتاحا لذكره ) حمد به معناى ستايش و سپاس و مدح نيكويىها است . خداوند سورههاى چندى را در قرآن با حمد شروع كرده است ؛ مانند حمد ، انعام ، سبأ و فاطر . ( و سببا للمزيد من فضله ) منظور از « فضل » پاداش و ثواب آخرت است كه از خدا مىخواهد آنها را برايش