شتابان و شاداب با جهاد خويش به سوى خدا حركت كند ؛ چونان تشنهكامى كه به سوى آب مىرود . بهشت در سايه نيزههاى دلاوران است . امروز در هنگامه نبرد آنچه در دلها و سر زبانهاست ، آشكار مىشود . به خدا سوگند كه من به ديدار شاميان در ميدان نبرد شيفتهترم تا آنان بر بازگشت به خانههاشان كه انتظار آن را مىكشند .
واژهشناسى
الدارع : كسى كه زره به تن كرده است .
الحاسر : كسى كه زره به تن ندارد .
الهام : جمع « هامة » به معناى سر .
التووا : بگردانيد .
امور : حركتهاى سريع و تند و پياپى نيزهها .
الجأش : ترس و نگرانى .
الذمار : هرچه كه بايد از آن محافظت كرد .
الحقائق : در اينجا به معناى حوادث و سختىها است .
يكتنفونها : از آن محافظت مىكنند .
الحفاف : كناره .
حفافيها : دو سوى يكچيز .
اللهاميم : اسبان .
الموجدة : خشم .
العوالى : نيزهها .
تبلى : آزموده مىشود .