مىگيرند ، و چونان سگهاى گرسنه ، اين مردار را از دست يكديگر مىربايند ، طولى نمىكشد كه پيرو از رهبر ، و رهبر از پيرو ، بيزارى مىجويد ، و با بغض و كينه از هم جدا مىشوند ، و به هنگام ملاقات ، همديگر را نفرين مىكنند .
واژهشناسى
مداحر الشيطان : وسيلههاى راندن شيطان .
مزاجر الشيطان : وسيلههاى دور كردن شيطان .
مخاتل الشيطان : نيرنگهاى شيطان .
الفترة : آتشبس و فاصله بين دو چيز .
الكفرة : در اينجا منظور همان كفر است .
البوائق : شرور و بدىها .
النوائب : مصائب و بلاها .
القتام : غبار .
العشوة : گام برداشتن در غير هدايت .
المدارج : راهها و مسيرها .
السلام : جمع « سلمة » به معناى سنگ .
مريحة : گنديده و بدبو .
يتزايلون : از هم جدا مىشوند .
ساختار ادبى
معاشر العرب : مناداى منصوب و حرف نداى آن حذف شده است .
مدارج : بر وزن « مفاعل » و غيرمنصرف است و براى همين به جاى كسره ، فتحه گرفته است .