بنا نهادند . آنان كانون هر خطا و گناه ، و پناهگاه هر فتنهجو شدند كه سرانجام در سرگردانى فرورفته و در غفلت و مستى به روش و آيين فرعونيان در آمدند يا از همه بريده و دل به دنيا بستند و يا پيوند خود را با دين گسستند .
واژهشناسى
الغير : حوادث و گرفتارىهاى روزگار .
إخلولق الأجل : هنگامه كار يا رخدادى نزديك شد و رو به پايان است .
أشالوا : از ريشه « شالة » به معناى بلند كردن دم شتر .
لقحت الحرب : آتش جنگ برافروخته شد .
الولائج : جمع « وليجة » و به نزديكان و اطرافيان گفته مىشود . همچنين به نيت و اسرار پنهانى افراد گفته مىشود .
الغمرة : در اينجا منظور شدت و سختى است .
ماروا : آشفته و نگران شدند .
ساختار ادبى
معادن : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هم معادن » .
على سنّة آل فرعون : جار و مجرور و متعلق به محذوف است و حال براى فاعل « ذهلوا » قرار مىگيرد .
من منقطع : بدل براى « آل فرعون » است .