ديگرى او را از پا درمىآورد . هماكنون گروهى سركش و نافرمان به پا خاستهاند . پس خداجويان حسابگر كجايند ؟ سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر ايشان بيان گرديد و اخبار امروز را به آنان گفتهاند ، در حالىكه براى هر گمراهى علّتى و براى هر عهدشكنى بهانهاى وجود دارد . سوگند به خدا من آن كس نيستم كه صداى گريه ، و بر سر و سينه زدن براى مرده ، و نداى فرشته مرگ را بشنود و عبرت نگيرد .
واژهشناسى
يعطفه عليه : به پيروى از كسى مىگرايد و براى او سينه چاك مىكند .
لا يمتّان : نزديك نمىشوند .
ضب : نام حيوانى است و در اينجا به معناى حقد و كينه به كار رفته است .
محتسبون : كسانى كه براى خدا به كارهايى دست مىزنند يا از كارهايى دست مىكشند .
ضّلّة : گمراهى .
اللّدم : بر سينه يا صورت زدن .
ساختار ادبى
عمّا قليل : ما زائده است و اين تركيب به صورت « عن قليل : به زودى » ترجمه مىشود .