رساند يا نياز نيازمندى را برآورد ، نيك است و هرچه جز اين باشد بىفايده است و چهبسا زيانآور و رنجى براى مالكش باشد ؛ مانند كسى كه ثروتش را به خسان و ناكسان مىبخشد ؛ به اين اميد كه براى او نام و آوازهاى به همراه داشته باشد و او را بستايند ، و تا زمانى كه به آنها مىدهد ، بگويند : چه دست بخشندهاى دارد و چون بخشش را از آنها بازدارد با بدترين صفتها از او ياد مىكنند ، و اينچنين فرومىريزد هر بنايى كه به دست خسان و بدان ساخته شده باشد .
( و هو عن ذات اللّه بخيل ) شيفته مقام و اعتبار است ؛ حتى اگر دروغين باشد ، و براى به دست آوردنش بسيار مىبخشد ، و در جايى كه لازم باشد در راه خير از بخشش باز مىايستد و عمل نيكى از او براى جامعهاش فراهم نمىشود . سپس امام عليه السّلام مثالهاى فراوانى در اينباره مىآورد :
1 - ( فمن آتاه اللّه مالا فليصل به القرابة ) اگر خويشاوندان ، نيازمند باشند [ به آنان ببخشد ] زيرا نزديكان براى نيكى كردن سزاوارترند و همسايه بسان خويش است .
2 - ( و ليحسن منه الضّيافة ) در گذشته مسافران نيازمند خوان مهمانى بودهاند ، زيرا راه طولانى و سفر پررنج بود و غذاخورىها و مهمانپذيرها اندك بودند ، اما امروزه مسافران از اين مهمانىها و بخششها بىنيازند ؛ ولى بههرحال بايد براى رفع نياز ديگران توجه كرد .
3 - ( و ليفك به الأسير و العاني و ليعط منه الفقير و الغارم ) منظور از اسير ، زندانى بوده ، و « العانى » عطف تفسيرى بر « الاسير » است ؛ همانگونه
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٧٠