دست رفته عرب باز آيد ، پس بايد بر سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله باقى مانيد كه برپاست و بر آثار رسالت تكيه نماييد كه آشكار است . به عهد نزديكى كه بستهايد وفادار مانيد كه يادگار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله برآن تكيه دارد و بدانيد اين شيطان است كه راههايش را هموار مىنمايد تا قدم بر جاى قدمهايش نهيد و راهش را پىگيريد .
واژهشناسى
النواجذ : دندانهايى كه به هنگام خنديدن آشكار مىشوند .
الأخلاف : جمع « خلف » به معناى نوك پستان شتر .
الفلذة : بخشى از هرچيزى و برخى نيز آن را به خصوص قطعه جگر و طلا يا نقره ترجمه كردهاند .
فحص براياته : پرچم را با شتاب به حركت درآورد .
كوفان : كوفه .
الضروس : شتر بدخو .
فغرت فاغرته : دهانش را گشود .
العوازب : پنهانشدهها .
أحلام : خردها .
يسنّى : آسان مىكند .
لتتبعوا عقبه : در پى او برويد .
ساختار ادبى
باديا : حال براى « الحرب » است .
نواجذها : فاعل « باديا » است .
فى غد : جار و مجرور متعلق به « يأخذ » است .